خانه / شهدای مسجد / 7- شهيد محمد افخم

7- شهيد محمد افخم

شهید افخم به من چه گفت؟

در روزی که دکتر سنگری تشریف آوردن مسجد تا مصاحبه ای با ایشان داشته باشیم. پس از جلسه کوتاهی که با مسول جلسات مسجد آقای ناصر افخم برادر شهید محمد افخم داشتند، خدمت ایشان پیامی را نشان دادند. پیام شهید محمد افخم به جوانان است.

ادامه نوشته »

دست نوشته ای از شهید

بسم الله الرحمن الرحیم خداوند در قرآن می فرماید که: تذکر دهید به دیگران هر چند که تذکرات شما بی فایده باشد و همیشه تکرار کنید. در مکتب اسلام برای همه مسئولیت و تکلیف معین شده است و خداوند بر دوش انسان در قبال انسان بودن او مسئولیت هایی نهاده …

ادامه نوشته »

دست نوشته ای زیبا از شهید محمد افخم

        «بسمه تعالی»            الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملا (قرآن کریم) اوست خدایی که مرگ و زندگی را آفرید تا بیازمایدتان که در صحنه پیکار حق و باطل کدامیک از شما نیکوتر است . و خدایا تو خود بنگر که کدامیک از ما نیکوتر است ببین که …

ادامه نوشته »

نیایش- دست نوشته ای زیبا از شهید افخم

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار خدایا مرا همواره آگاه و هوشیار دار، تا پیش از شناختن درست و کامل کسی، یا فکری- مثبت یا منفی- قضاوت نکنم. خدایا جهل آمیخته با خودخواهی و حسد مرا رایگان ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست نسازد. خدایا مرا …

ادامه نوشته »

زندگینامه شهید محمد افخم

بسم ربّ الشهداء و الصدیقین   نام پدر : محمدعلی     محل شهادت :جبهه بستان    تاریخ شهادت : ۱۳/۹/۱۳۶۰   تاریخ تولد : ۱۳۴۴     نام عملیات : طریق القدس    رمز عملیات : یاحسین    نوع عضویت : بسیجی     شهید محمد افخم قبل از انقلاب فعالانه در جلسه قرائت قرآن مسجد صاحب الزمان …

ادامه نوشته »

دست نوشته ایی از دکتر سنگری برای شهید افخم

بنام او که به ایمان و صبرمان خواند    برای برادر شهیدم محمد افخم، او که در بستان شکفت برای او که در امتداد فردا برایش طرحها داشتم. و شبها و روزها در کنارش و در کنارم از دردهایش گفت، آرزوهایش و ناگهان . . . او را در گلخانه …

ادامه نوشته »

بزور اجازه گرفتن – دست نوشته ای از شهید

 روزی بود، روزگاری ، در یک مملکت فقیر یک پسر زندگی می کرد، نام آن پسر علی بود . اتفاقاً در مملکت علی جنگ در گرفته بود ، جنگی سخت. همه ملت علی برای اینکه دشمن در خاک و دینشان نفوذ نکند به جبهه میرفتند همه میرفتند ، چه کودک …

ادامه نوشته »

خاطره ای از شهید محمد افخم

روزی به همراه تعدادی از دوستان به کوه نوردی می رود بعد از مدتی راهپیمایی و کوهنوردی دور هم جمع می شوند و  قرآن می خوانند وقتی که به آیاتی در مورد قیامت و سرنوشت انسانها رسیدند، شهید محمد افخم  اشک می ریزد و به کناری می رود و در …

ادامه نوشته »

وصیتنامه‌شهید محمد افخم

در مکتب اسلام برای همه مسئولیت و تکلیف معین شده است و خداوند در قبال انسان بودن او مسئولیت هایی [بر او] نهاده است . و او از هر انسان چیزی جز به وسـعت و اندازه خـودش از او تعـهد و مسئولیت نمی خواهد پس من انسان که هم فکر …

ادامه نوشته »